تبليغاتX
کاروان دکتر موسوی

چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387

آسمان

گاهي وقت ها بد نيست كه يادمان بيايد...يادمان بيايد كه ما همه ستاره بوديم...و در همسايگي خدا، خانه اي داشتيم

ما همه ستاره بوديم، ستاره هاي روشني كه زير نور خدا..در سينه سرد شب، آرام آرام مي تپيدیم...

مدتي گذشت. ستاره بودن را فراموش كرده ام و حالا مي خواهم در دامن سبز اين زمين ستاره شويم...

 اما افسوس كه اين ستاره شدنمان، با آن ستاره بودنمان، هزاران كهكشان فاصله دارد! ... باز هم زمان می گذرد.

به خاطر دارم در آن هنگام که به دور ماه می گشتیم  به آسمان قول دادیم ، ستاره بمانیم ، تا ابد آسمونی بمونیم .... ستاره شندنمان آسان بود و ستاره ماندن ،سخت...

 خيلي ها اصلا يادشان نمي آيد كه ستاره بودند... اما براي ستاره شدن، وصله مي خورند به دامن گلدار زمين. و براي ستاره ماندن، زير هجوم نخ هاي پوسيده اين وصله ها ...ذره ذره جان مي دهند.

آری در نبرد میان فاصله ها و خاطره ها حتما  فاصله ها پیروزند.... و ای کاش که این چنین نبود.

وباز روزگار ديگري می گذرد ...

عده ای ديگر يادشان آمد كه آري...روزي ستاره بودند...می خواهند برگردند به سالهاي ستاره بودنشان...اما... اما ديدند برگشتن دل مي خواهد...دلي به اندازه کهکشانها.

پس تصميم گرفتند كه ستاره اي زميني باشند ... و پريدند توي رود گل آلود زمانه و ... خيلي ها هم هنوز ستاره اند...يعني ستاره ماندند و ستاره هستند و خواهند ماند...اين را مي شود از نوري كه توي چشم هايشان برق مي زند فهميد...

هر صبح با اميد اينكه ما هم ستاره باشيم و ستاره بمانيم، رو به آسمان سلام مي دهم ...نگاه مي كنم و آرزو كه اي كاش ما هم ستاره باشيم؛ ستاره اي در همسايگي خدا.

نوشته شده توسط جاسم غبیشاوی در 16:47 |  لينک ثابت   • 

چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387

تا زمیخانه و می نام نشان خواهد بود - - - - - - - - - - - - سر ما خاک ره دیر مغان خواهد بود.

 

دانشجویان عزیز. دوستان و مخاطبان محترم وب لاگ.

سلام.

نوشتن این چیزی که می خواهم بگویم خیلی برایم سنگین است . باور کنید هفته ها در باره آن فکر کرده ام. جای همه رفقا خالی اسفند ماه به اتفاق آقای دکتر و دوستانشان عراق نایب زیاره همه عزیزان بودیم. در آن سفر فرصت را مغتنم شمردم و موضوع را با ایشان هم در میان گذاشتم و نظر ایشان را هم جویا شدم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که: پس از سفر عمره دانشجویی پیشنهاد تشکیل کاروانهای زیارتی به مقصد عتبات عالیات از سوی این بنده حقیر پیشنهادی نسنجیده و خود خواهانه بوده که جدا از صرف وقت . توان و اعتباراتی که می توانست بهتر هزینه و مصروف گردد متاسفانه احساس و علاقه دوستان را نیز مورد لطمه قرار داده است.

بنده و دیگر دوستانی که در این یک سال و نیم  جهت تشکیل کاروانهای زیارتی عتبات تلاش نمودند حسب علاقه خود راهی را بر گزیدیم که بسیاری از دوستان به جهت دانشجو بودن و نداشتن کارت پایان خدمت توان همگامی با آن را نداشتند و لذا یا رفته رفته از جمع ما دور شدند و یا ملول و دل شکسته تنها در کنار ما نظاره گر ما بودن و یا برای همراهی ما به تهیه تعهد نامه بانکی و وثیقه ملکی و امثال آن مبادرت می نمودند که عد ه ای از این طرق راهی و عده ای هم در پیچ و خم ادارات ...

ما خیلی دیر به تذکر آقای دکتر پی بردیم. حق با آقا سید بود . برای جمعی با خصوصیات ما برنامه ریزی سفر های زیارتی خارج از کشور کار نادرستی بود. جا داشت این وقت و انرژی صرف برنامه هایی مانند گردهمایی آذر ماه ۸۵ در علی بن مهزیار و یا دعای ندبه ای در یکی از حسینیه های اهواز  می شد.

به هر حیث با عرض پوزش از همگی دوستان به خصوص حاج محسن رفیع خیاط تصمیم بر این گرفتیم که : دیگر کاروانی به مقصد عتبات تدارک نبینیم و دوستانی که مایل به تشرف به این سفر روحانی هستند شخصا از طریق دفاتر زیارتی وابسته به سازمان حج و زیارت اقدام و پیگیری نمایند و اگر می بینید مدتی است که عنوان بالای وب لاگ تغییر کرده به همین خاطر است.

قرار ما بر این است که زین پس مهمان خا طرات شیرین سرزمین حجاز باشیم و اگر کبوترهای سفر کرده رخصت دهند از شلمچه بگوئیم از پنجره فو لاد مشهد الرضا. حتی چه باک بگذار از عراق بگوئیم و هر گاه دلهامان جمکرانی شد از نسیم بگوئیم از کوچه های انتظار.

آری. بگذار از دل بگوئیم که هر چه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.  

 

 عکس: مدینه - محل غزوه خندق

عکس: مکه_ آخرین جلسه توجیحی

عکس: چشم اندازی از فراز هتل بدر العوالی

عکس: وقتی هم اتاقی آدم ، فضول باشه!!

 

نوشته شده توسط علی حیاتی در 18:11 |  لينک ثابت   • 

نويسندگان

آرشيو مطالب

آلبوم تصاوير

آمار وبلاگ

پيوندها



ترجمه قالب
كاروان دكتر موسوي
 
Powered By
BLOGFA.COM