دوشنبه چهارم آبان 1388
8/8/88
هشتم ...
امسال، برايم معناي ديگري دارد ...
هشت ها، انگار که مقدس شده اند...
امسال، هشتم ها، بوي قريب غربت تو را گرفته اند ...
بوي محبت تو را ...
امسال، کبوتر قلبم سرگشته کوي حرم توست ...
با همه سياهيش بپذير ...
يک جمعه، روز هشتم، وعده ديدار من و تو ،
اما اين بار نه فقط منم....
میلادت مبارک ای ضامن اهو.....یه نیم نگاهی هم به این گدای در خونت کن
ته نوشت:
آقای رئوف.....
شنیدم راه کربلا از مشهد تو میگذره مولا....
یعنی میشه؟

تا کی باید این خیابون بهشتی رو ببینم و تقاص بد بودنم رو بدم و حسرت بخورم....
مددی کن ارباب
نوشته شده توسط پیام پور یزدی
در 12:54 | لينک ثابت
•

