تبليغاتX
کاروان دکتر موسوی

پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388

السلام علیک یا ریحانه النبی

شهادت نگین پنهان بقیع تسلیت باد

وصاياى حضرت زهرا (س)

بسم الله الرحمن الرحيم هذا ما اوصت به فاطمة بنت رسول‏اله و هى تشهد ان لا اله اله الله و ان محمدا رسول‏الله و ان الجنة حق والنار حق و ان الساعة آتية لاريب فيها و ان الله يبعث من فى القبور يا على انا فاطمه بنت محمد زوجنى الله منك لاكون لك فى الدنيا و الاخرة انت اولى بى من غيرى حنطنى و غسلنى و كفنى بالليل وصل على و ادفنى بالليل و لا تعلم احدا و استودعك الله و اقراء على ولدى السلام الى يوم القيامة.(1)
اين است وصيت فاطمه دختر رسول خدا و او شهادت مى‏دهد به يگانگى و يكتايى ذات باريتعالى و رسالت حضرت محمد رسول‏الله و گواهى مى‏دهد كه بهشت حق است و آتش جهنم حق است و بدون شك قيامت در پيش است و خواهد آمد و خدا در آن روز همه را از قبرها برمى‏انگيزد يا على من فاطمه دختر محمدم كه خداوند مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنيا و آخرت همسر تو باشم و از آن تو، تو از هركس بر من نزديكترى مرا شبانه حنوط كن و شب غسل بده و شبانه كفنم كن و شب به خاك بسپار و كسى را از دفن من مطلع مكن. تو را به خدا مى‏سپارم و سلام من به فرزندانم تا روز قيامت برسان. و در بعضى از روايات دارد كه زهرا عليهاالسلام به على عليه‏السلام گفت: يابن عم دلم تمناى مرگ دارد ساعتى نخواهد گذشت جز آن كه از تو مفارقت نمايم.

على عليه‏السلام فرمود: اى دختر رسول خدا وصيت كن به آنچه مى‏خواهى و هر چه در دل دارى بيان كن على عليه‏السلام نشست بالاى سر فاطمه و خانه را از بيگانه خالى كرد جز فاطمه و على كسى نبود فاطمه عرض كرد: اى پسر عم هيچگاه در زندگى به شما دروغ نگفته‏ام و در زندگى زناشويى با تو راه خيانت نپيموده‏ام و لا خالفتك منذ عاشرتنى. و هرگز در معاشرت با تو از در مفارقت وارد نشده‏ام و پيوسته مطيع فرمان تو بوده‏ام. على عليه‏السلام فرمود:

پناه مى‏برم به خدا (اى دختر رسول خدا) تو بانوى راستگويى و داناتر و پرهيزگارتر و نيكوكارتر و گرامى‏تر از هركسى، من نيز از خدا در مخالفت با تو بيمناك بوده‏ام و فراق تو بر من سخت ناگوار است فقدان تو بر من تجديد مصيبتى است كه از رحلت پيغمبر بر من وارد شد به خدا قسم مصيبت فراق تو بر من چنان است كه هيچ چيز نمى‏تواند مرا تسليت دهد در آن حال هر دو به گريه افتادند و مدتى زار زار اشك ريختند (بعضى نوشته‏اند كه چون اطاق خلوت شد زهرا عليهاالسلام به على عليه‏السلام عرض كرد پسر عم جلوتر بيا و دستت را روى سينه من بگذار على عليه‏السلام خواهش آن بانو را عمل كرد آنگاه عرض كرد پسر عم از من راضى باش على عليه‏السلام فرمود: زهرا جان از تو راضيم خداى نيز از تو راضى باشد. عرض كرد نه على جان مى‏دانى من از چه چيزى از شما رضايت مى‏خواهم روزى كه دشمن به صورت من سيلى زد و با خستگى و درد جسمانى و روح افسرده آمدم منزل ديدم تو در كنج حجره نشسته‏اى و مشغول جمع‏آورى قرآنى با تندى با شما سخن گفتم و به شما گفتم يابن ابيطالب اى پسر ابى‏طالب در كنج حجره نشسته‏اى و مثل جنين در رحم حجره قرار گرفته‏اى دشمن به همسرت تعدى كرده...

غصه‏دار بودم و با تو پرخاش كردم اينك از تو رضايت مى‏خواهم از من راضى باش) مولاى متقيان سر فاطمه را به سينه چسباند و با مهربانى فرمود: زهرا جان از تو راضيم خدا و رسول از تو راضى باشند هرچه مى‏خواهى بگو كه اجرا خواهم كرد. آن بانو در حالى كه اشك مى‏ريخت گفت شوهر گراميم خداوند تو را جزاى خير دهد وصيت من اين است كه دختر خواهر من امامه را تزويج كنى (امامه دختر زينب بنت رسول‏الله بود كه مادرش در زمان پدر فوت كرده بود) زيرا امامه به فرزندان من مهربانى خواهد كرد و بهترين پرستار آنها است و مرد هم ناگزير است زنى در خانه داشته باشد.
از جمله وصاياى حضرت زهرا عليهاالسلام به همسرش اين بود كه گفت: شوهر عزيزم براى من تابوتى بساز كه فرشتگان صورت آن را به من نشان داده‏اند و امام عليه‏السلام از وى خواست كه وصف آن را برايش بيان كند تا طبق خواسته‏اش عمل نمايد.

«مورخين نوشته‏اند كه وصف تابوت در متن وصيت آن بانوى بزرگ اسلام نيست» و باز گفت: همسرم وصيت ديگرم اين است كه هيچكس به جنازه من حاضر نشود.
من از اين مردم كه به من ستم كردند و حق مرا غصب نمودند متنفرم.
اينها دشمن من و دشمن رسول خدا (ص) هستند اجازه نده از اين قوم و هوادارانشان كسى بر جنازه من حاضر شوند و نماز بخوانند يا على مرا در تاريكى شب آنگاه كه ديدگان مردم به خواب رفت به خاك بسپار تا از دفن من بى‏خبر باشند. (2)

1ـ بحار چاپ قديم ج 10/ 61

2ـ فاطمة الزهرا سيدة نساءالعالمين/ 435

نوشته شده توسط رضی الله شکراللهی - چهارشنبه ها در 20:24 |  لينک ثابت   • 

دوشنبه دوازدهم شهریور 1386

یاد آن روزگاران یاد باد

سلامی به گرمی آفتاب مدینه و سوزندگی مکه

 

 

نمی دانم چگونه و از کدامین نقطه باید آغاز کنم سر آغاز اولین سالگرد خواب شیرین و زیبای عمره دانشجوی ۱۳۸۵ کاروان سید بزرگوار دکتر موسوی به تمامی هم کاروانی های عزیز تبریک عرض می نمایم و باید بگویم چه بخواهیم و چه نخواهیم یک سال با تمام خوبی ها و بدیهایش گذشت که انشاا... برای تمامی حاجیان عزیز سالی پر از معنویات و خیر برکت بوده.

حال باید بگویم که از آموخته های که در کلاسهای درس مسجد النبی . بقیع . احد . مسجد شجره . عرفات . منا . مشعر که اساتید آن جزء معصومین . ائمه اطهار(ع) و بی بی  .  بی حرم هر دو عالم کسی دیگرنبوده آنان تمامی ما را آماده کردن برای رفتن به منزل گاه دوست و دانشگاه عصمت و طهارت جهت دیدین عظمت و شکوه کعبه و بو سیدن حجر السود آن سنگ آسمانی به جرئت میتوان گفت تنها محلی است که پیامبر اعظم . خانم فاطمه و دیرگر ائمه اطهار بارها آن را بوسیده اند  و احساس جاودانگی خداوندرحمان و رحیم . رحمانییتش از این لحاظ که ما را از میان هزار هزار نفر از کسانی که به آنها نسل روشن فکر جامعه گفته می شود انتخاب کرده و رحیم بودنش از این لحاظ که میهمانانش را با تمام آن چه که هستند دوست داشته و به آنان احترام گذاشته و آنان را در این امتحان الهی قبول کرده و جهت پایداری و گسترش اسلام به آنان مدرک حاجی داده که در هیچ دانشگاهی به جزء دانشگاه بیت الحرام نمی توان گرفت و با امضا و تائید مهدی موعود اهدا می شود. قبول کرده و به دیار و سرزمینشان فرستاده تا انسانهای صالح تربیت کنند و آنها را آماده رفتن به این دانشگاه کنند.

آیا الان دیگر وقت آن نرسیده که کمی اندیشه و تعمل کنیم و ببینیم چقدر از یاد گرفته ها و مدرک خود به درستی استفاده کرده ایم ....................

این را اول به خودم می گویم بعد به شما حجاج عزیز که از امروز به مدت همان دو هفته ای که در غربت مدینه النبی . بقیع و بیت الحرام بوده ایم . بنشینیم اعمال و رفتار خود را جمع بندی کنیم و خود را آماده کنیم شاید دوباره قبل از دومین سالگرد به یه خواب شیرین دیگه برویم...................

نوشته شده توسط رضی الله شکراللهی - چهارشنبه ها در 10:45 |  لينک ثابت   • 

سه شنبه ششم شهریور 1386

السلام علیک یا باصالح المهدی (عج)

ما منتظر رویت خورشید هستیم.        پیر جماران

نیمه ماه پر برکت شعبان میلاد با سعادت یگانه منجی عالم بشریت مهدی موعود تنها پیام آور صلح و دوستی بر تمامی منتظران و پیروانش مبارک باد.

باید به تمام حجاج عزیز بگویم که این عید عزیز یاد آور غربت مدینه شهر پیغمبر و عمره شعبانیه به یاد ماندنی سال ۱۳۸۶ کاروان دکنر موسوی  است  

شاید این جمعه بیاید...................

نوشته شده توسط رضی الله شکراللهی - چهارشنبه ها در 17:5 |  لينک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386

پدر دلسوز

در ادامه مطالب قبل

اگر به كلام آن حضرت باز گرديم مى بينيم كه آن امام
رئوف از شكّ و تزلزل دوستانش كه همه ناشى از تحيّرى است كه از غيبت آن عزيز حاصل شده ; رنج مى برد ، چرا كه به فرموده حضرت علىّ بن موسى الرضا (عليه السلام) :

الإمام ; الأنيس الرفيق ، والوالد الشفيق ، والأخ الشقيق ، والاُمّ البرّة بالولد الصغير ، مفزع العباد في الداهية النّادّ (1).

امام انيسى است رفيق ، و پدرى است دلسوز ، امام آن برادرى است كه چون دو نيمه خرما بهم متصّل باشند ، و امام آن مادر مهربانى است كه به فرزند خُردش محبّت مى كند ، و امام پناه مردم در واقعه هولناك است .

   در كلام آن حضرت بايد به نيكى تدبّر نمود و آن جام لبريزِ از زلالِ وحى را با آرامى نوش جان نمود كه كلام امام را فهمى از امام بايد .

   كنون در محضر انوار رضوى زانوى ادب بزنيم و نظاره كنيم كه چه زيبا آن حضرت پرده از رأفت امام برمى گيرد و آن برتر از معنا را به پيمانه الفاظ كيل مى كند و جانها را به تماشا مى نشاند ، نخست او را به صاحب انسى ; رفيق مانند مى كند كه در انسش كوتاهى نمىورزد و رفاقت بى ريايش مالامال از محبّت است ، ديگر باره اين مقام را با تعبيرى عميقتر به تصوير مى كشد و رأفتش را به پدرى دلسوز تشبيه مى كند كه از هيچ هدايت و ارشاد دريغ نمىورزد كه قطعاً عطوفت و لطف پدر

محبّت و انس رفاقت برتر است .

   امّا لطف امام ارواحنا فداه فوق اينهاست ، چون برادرى است كه همراه انسان و توأمان با او به دنيا آمده است آنگونه كه يكى بوده اند مثل دانه خرما و سپس دو نيم گشته اند ، گويى انسان را جزئى از خود مى داند و اينسان مهر مىورزد ، محبّانش را جداى از خود نمى بيند و رعيّتش را اجزاى خود مى انگارد .

نوشته شده توسط رضی الله شکراللهی - چهارشنبه ها در 2:42 |  لينک ثابت   • 

یکشنبه دهم دی 1385

غمخوار شيعه

متأسّفانه از آنجا كه امام زمان ارواحنا فداه از ديده ها پنهانند
و در نتيجه براى همه امكان دسترسى به آن حضرت ممكن نمى باشد مگر دوستان خاصّ و خالص كه از فيض ملاقات بهره مند مى شوند و از مصاحبت با او لذّت مى برند ولى آنان نيز مصداق اين سخنند :

آنكه را اسرار حق آموختند قفل كردند و دهانش دوختند

   و اگر آنها نيز با حضرتش بنشينند اظهار نمى كنند و اگر چيزى از او بشنوند فاش نمى سازند و اگر جز اين بود به خوان قربش ضيافت نمى شدند ...

   و آن گونه تشرّفات و آستان بوسيها كه به ما رسيده است براى اتمام حجّت بر غافلان و تحكيم رشته محبّت در دل دوستان اوست كه مأيوس نشوند و دست از طلب نكشند و سرمشق جان كنند اين غزل را :

دست از طلب ندارم تا كام من برآيد يا تن رسد به جانان يا جان زتن برآيد

بگشاى تربتم را بعد از وفات و بنگر كز آتش درونم دود از كفن برآيد


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضی الله شکراللهی - چهارشنبه ها در 1:34 |  لينک ثابت   • 

دوشنبه چهارم دی 1385

كوير غيبت

چنين بايد گفت كه روزگار غيبت ; دوران ظلمت و
محروميّت است ، بر تمام آنهائى كه امام (عليه السلام) از آنان غائب است و يا آنكه بهتر بگوئيم اينان از او مهجورند .

   اگر نيكو بنگريم و تا حدّى بينديشيم و عظمت نعمت حضور امام (عليه السلام) را تا حدّى بيابيم ; خواهيم فهميد كه دوران غيبت چه دوران رنجبار و طاقت فرسائيست و حضرت امام رضا (عليه السلام)از آن دوران و مؤمنان در آن زمان چنين ياد مى فرمايند :

وكم من مؤمن متأسّف حيران حزين عند فقد الماء المعين .(1)

چه بسيار مؤمن دل سوخته اى كه در فقدان آب

ـــــــــــــــــــــ

(1) إثبات الهداة : 6/381 .

گوارا در حيرت و حزن به سر مى برد .

   آن حضرت چه زيبا محروميّت زمان مستورى را به تصوير مى كشد كه مؤمنان چون تشنگانى كه از جرعه اى آب گوارا منع مى شوند در پنجه حرمان بسر خواهند برد ، آن آبى كه براى همگان است و ضروريترين مادّه حيات ، و به راستى امام زمان ارواحنا فداه چنين است و دوران غيبت نيز چنان .

   پس چه خواهد كرد پروانه در غيبت شمع و چه سازد آن پر سوخته در فراق شعله عشق ، و چگونه صحبتِ گل را به فراموشى سپارد و بلبل چگونه شور سر دهد و آن گمشده تاريك سراى غيبت ; راه از كه جويد و در كدامين منزل آرام گيرد .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضی الله شکراللهی - چهارشنبه ها در 0:0 |  لينک ثابت   • 

شنبه دوم دی 1385

بی بی . بی حرم

یا علی رفیم بقیع اما چه سود                  هرچه گشتم فاطمه آنجا نبود

یا علی قبر پرستویت کجاست                   آن گل صد برگ خوشبویت کجاست

هرچه باشد من نمک پرورده ام                  دل به عشق فاطمه خوش کرده ام

حج من بی فاطمه بی حاصل است            فاطمه حلال صدها مشکل است

من طواف سنگ کردم دل کجاست              راه پیمودم پس منزل کجاست

کعبه بی فاطمه مشت گل است                 قبر زهرا کعبه اهل دل است

نوشته شده توسط رضی الله شکراللهی - چهارشنبه ها در 1:3 |  لينک ثابت   • 

دوشنبه هفدهم مهر 1385

مسابقه مسابقه

مسابقه

با اجازه از آقای دکتر

سوالات مسابقه:

۱-چرا به امام حسن مجتبی(ع) کریم اهل بیت می گویند؟

۲-آیا امام حسن مجتبی (ع) خلافت کردند بعد از شهادت امیر المومنین اگر خلافت کرده اند مدت آن ذکر شود ؟

لطفاٌ جوابها را به ایمیل من ارسال نمائید

razi_sh1642@yahoo.com

مهلت ارسال پاسخ ها تا ۲۸ رمضان مبارک است و در روز عید سعید فطر به قید قرعه از سوی  هیعت کریم اهل بیت (ع) به یک نفر هدیه ارزندهای به رسم یاد بود داده می شود.

ببخشید عزیزان به وبلاگ ما یک نفر بیشتر سهمیه ندادند.

نوشته شده توسط رضی الله شکراللهی - چهارشنبه ها در 14:31 |  لينک ثابت   • 

دوشنبه هفدهم مهر 1385

میلاد غریب بقیع

زینت ارش معلی حسن است

میلاد امام حسن مجتبی (ع) کریم اهل بیت مبارک باد

میلاد امام حسن مجتبی (ع) کریم اهل بیت بر همگان مبارک باد بزرگواری که به آن کریم اهل بیت می گویند در زمان امامتش در مهربانی و بخشش چیزی از مادرش فاطمه زهرا (س) کم نداشت و در صبر و استواری همانند پدرش علی (ع) بود ولی در شهر و زادگاه خود غریب است آنقدر غریب است که حتی کبوتران بقع بر روی مزار پور نورش نمی نشینند. امیدوارم که همه هم کاروانی های عزیز حاجتشان را از کریم اهل بیت در همان بقیع کرفته باشند و در روز میلاد از آن حضرت تشکر کنند...

التماس دعا.............. 

نوشته شده توسط رضی الله شکراللهی - چهارشنبه ها در 14:9 |  لينک ثابت   • 

نويسندگان

آرشيو مطالب

آلبوم تصاوير

آمار وبلاگ

پيوندها



ترجمه قالب
كاروان دكتر موسوي
 
Powered By
BLOGFA.COM