تالار گفتمان- قانون تالار : چراغ خاموش نه! حتما بنویسید! - 199 نظر

نویسنده: علی حیاتی
دوشنبه 16 بهمن1385 ساعت: 10:34
محمد جان سلام.
چه عجب بالاخره ما یه پیام با اسم اصلی از یه رفیق توی تالار زیارت کردیم.
حاجی حیف شد نتونستی بری قم. در عوض دیروز غروب سید حسین حسینی با من تماس گرفت. با 7 ساعت تاخیر قطار بالاخره رسیده بود مشهد. خیر سرمون قرار بود من و رضی و محمد شالباف هم همراش بریم اما واسه ما سه نفر جور نشد که مشرف بشیم. البته رضی احتمالا" 21 بهمن میره مشهد. من هم اگه کار ها خوب پیش بره انشاالله به زودی واسه یه کار اداری میام قم. اگه با پرواز اومدم یه برنامه می ریزیم که تهران همدیگه رو ببینیم.
به امید دیدار. یا علی . التماس دعا.

نویسنده: محمد پورابراهیمی
سه شنبه 17 بهمن1385 ساعت: 9:19
سلام حاج علی
از اینکه داری مییای تهران خیلی خوشهالم منتظرت هستم
راستی موبایلم دست یکی از دوستامه تماس بگیری راهنماییت می کنه
من تا21/11 تهرانم اگه اومدی حتما تماس بگیر موفق باشی

نویسنده: جاسم
چهارشنبه 18 بهمن1385 ساعت: 20:49
سلام:

دکتر جون کی میشه به ما سر بزنی و بار دیگه به یمن حضورت وب رو منور فرماید.


یاعلی مدد

نویسنده: جا مانده کاروان عشق
پنجشنبه 19 بهمن1385 ساعت: 2:40
سلام
کربلا نصیب ما هم میشه

نویسنده: حسام الدین امیدیان
پنجشنبه 19 بهمن1385 ساعت: 16:1
عاشق های امام رضا این کلیپ رو نگاه کنن
http://www.iravertex.com/clip.asp?id=20

نویسنده: علی حیاتی
پنجشنبه 19 بهمن1385 ساعت: 18:23
سلام
قبلا" وعده کرده بودیم که 16 و یا 17 بهمن اطلاعیه شماره سه سفر به عتبات را اعلام می کنیم. اما از آنجا که این اطلاعیه مخصوص زایرین فاقد کارت پایان خدمت بود و این عزیزان هم هر یک شرایط خاص خود را داشتند ، تصمیم بر این قرار گرفت که مسایل را تلفنی با یکا یک این عزیزان در میان بگذاریم.
یا علی . التماس دعا

نویسنده: محمد پورابراهیمی
جمعه 20 بهمن1385 ساعت: 15:48
سلام حاجی چی شد نیومدی؟

نویسنده: جاسم
جمعه 20 بهمن1385 ساعت: 16:8
دل من قصه نخور یه روز آقاتو می بینیمیری تا کربلا کنار ارباب میشینی


آخرش گفت:مدینه گفتیٌ کردی کبابم


یاعلی مدد

نویسنده: جاسم
شنبه 21 بهمن1385 ساعت: 11:28
دل نيست اين که دارم.مخزن غم توست
ذی الحجه امسال من ماه محرم توست

ورد زبانم امسال ذکر مصيبت توست
امسال عالم من در فکر کربلای توست

تصوير کربلايت جاری ست در سرشکم
تا زنده ام نگاهم کانون ماتم توست



آخرش گفت:مدینه گفتیٌ کردی کبابم


یا علی مدد

نویسنده: علی حیاتی
شنبه 21 بهمن1385 ساعت: 20:18
سلام.
با خبر شدیم که حاج محد باز گیر و حاج هادی اسدی از اعضای خوب کاروان پیش از ماه محرم پای سفره عقد نشستن و به قول معروف رفتن قاطیه...
صمیمانه به محمد و هادی عزیز تبریک عرض می کنم و انشاالله دست شون بخوره تو سر باقی اعضای کاروان !!!
به امید روزی که خبر اسارت بقیه دوستان را به دست نیروهای بعثی به اطلاع همگان برسانیم.!!!!

نویسنده: جاسم
یکشنبه 22 بهمن1385 ساعت: 21:51
سلام:

ای خدای حکیم همه جفتن وما تکیم

الهی که نصیب من وعلی حیاتی هم بشه

علی جون اگه خواستی قاطیه مرغا بشی اول واکسن آنفلانزای مرغی بزن بعد قاطی شو.اخه می ترسم که...........

یاعلی مدد

نویسنده: کمیل
یکشنبه 22 بهمن1385 ساعت: 23:2
جاسم جون من هم برات دعا می کنم

نویسنده: پیام پوریزدی
دوشنبه 23 بهمن1385 ساعت: 16:27
رندان تشنه لب را آبي نمي دهد كس

گويي ولي شناسان رفتند از اين ولايت

در زلف چون كمندش اي دل مپيچ كانجا

سرها بريده بيني بي جرم و بي جنايت

....از تمومه حاجی های عزیز التماس دعا دارم تا مشکل رفتنم به کربلا حل شه

نویسنده: علی حیاتی
دوشنبه 23 بهمن1385 ساعت: 18:18
به به حاج پیام گل خودمون. حاجی اشلونک!!!
بابا سایه تون خیلی سنگین شده. مومن وقت کردی یه نگاه زیر پاتون کنید. بخدا ما فقیر فقرا هم دل داریم.
راستی حاجی 22 بهمن محمد پور ابراهیمی تماس گرفت. ظاهرا" عصر یک شنبه از تهران حرکت کرده.
اومدی ماهشهر یه خبری به ما بده.
یا علی. التماس دعا

نویسنده: علی حیاتی
دوشنبه 23 بهمن1385 ساعت: 18:26
جاسم جان ، شما بیل زنی باغچه خودت رو بیل بزن.
حاجی جریان چیه؟ یکی دیگه شا داماد شده ، شما وسط تالار یزله میری . ها نکنه قند تو دلت آب شده. انشا الله که به وقتش سر شما هم بی کلاه نمونه.
یا علی. التماس دعا

نویسنده: پیام پوریزدی
دوشنبه 23 بهمن1385 ساعت: 19:0
سلام حاجی ماهشهرم.....شما سرور مایید

نویسنده: جاسم
سه شنبه 24 بهمن1385 ساعت: 15:35
برو بو کن زمين کربلا را کز آن جا بشنوی بوی خدا را

زمين کعبه هم چون کربلا نيست که او آغشته با خون خدا نيست



یا علی

نویسنده: علی حیاتی
سه شنبه 24 بهمن1385 ساعت: 16:21
سلام.
شکر خدا آقای دکتر موسوی هم بعد از مدتها غیبت ( که البته دلایل موجه خودش را داشت) دوباره به وب آمدند و در صفحه اصلی در ذیل مطلب " در حسرت دیار یار - مسجدسهله (قسمت دوم)" پیام نوشتند.
انشا الله یه روز هم چشمان به پیام حاج محمد شالباف و حاج آقای غلامی هم روشن بشه. انشاالله.
یا علی

نویسنده: حسام الدین امیدیان
چهارشنبه 25 بهمن1385 ساعت: 11:11
حاج محمد وب سایت قشنگی راه انداختی. دست مریزاد

نویسنده: علی حیاتی
پنجشنبه 26 بهمن1385 ساعت: 18:38
سلام به همگی رفقا
دیشب ساعت 3 شب رضی اله به موبایل من زنگ زد و گفت: علی کی گفته امام رضا غر یبه! من الان رو به روی ضریح ایستادم کلی هم جمعیت دور ضر یح حلق زدند. خدایی یادت میاد مسجد نبی. کجا تا این موقع شب ...
دو روز قبل هم رضی تو حرم ، معاون مدیر هتل مکه( آقای اسداله زاده ) رو دیده بود. کلی هم همدیگه رو تحویل گرفته بودن. رضی میگه یه نیم ساعتی ایستادیم و با هم صحبت کردیم.
کارکنان ایرانی هتل مکه همگی اعضای جهاد دانشگاهی ، دانشگاه فردوسی مشهد بودن.

نویسنده: علی حیاتی
پنجشنبه 26 بهمن1385 ساعت: 18:42
سلام حسام جان
سایت همایش دانشکده نفت اهواز رو دیدم. نسبت به دفعه قبل که دید ه بودم کلی تغییر کرده . خدایش آقا محمد شالباف و رفقاش دارن زحمت می کشند.
یا علی

نویسنده: پیام پوریزدی
پنجشنبه 26 بهمن1385 ساعت: 18:55
سلام حاجی کجایی؟

نویسنده: کمیل مذهب جعفری
جمعه 27 بهمن1385 ساعت: 17:2
بسم رب المهدی
غروب جمعه دیگری آمد و چشمان گنهکارمان به جمال زیبایش روشن نشد.
بیائید در این غمبارترین لحظات عاشقی و انتظار برای سلامتی و تعجیل در ظهورش دعای فرج را با سه صلوات زمزمه کنیم.

نویسنده: علی حیاتی
یکشنبه 29 بهمن1385 ساعت: 9:4
سلام
دیشب خان با من تماس گرفت. میگفت تمامی عکسها و فیلمهایی که از سفر داشته داده به دخترش و ایشون هم زحمت میکس و کلیپ اونها را کشیده و در نهایت CD خوبی از لحظات کاروان در عربستان تهیه شده.
خان می گفت این قدر این CD خوب از آب در اومده که من تا حالا 200 بار اون را نگاه کرده ام.
قراره خان این CD را برای من پست کنه . انشاالله برای این عکسها و فیلم ها برنامه مفصلی داریم. اما ابتدا باید جمع آوری شوند.
یا علی

نویسنده: جاسم
سه شنبه 1 اسفند1385 ساعت: 8:22
سلام

حاج کمیل بابا تو دیگه کی هستی ؟؟؟؟ عجب شعری برادر ....خیلی با حال بود ...خیلی حال داد

التماس دعا

راستی حاج علی عکس رو دیدی؟



علی علی

نویسنده: علی حیاتی
سه شنبه 1 اسفند1385 ساعت: 19:3
جاسم جان ، بخدا این عکس رو فقط تو می بینی و بس.
دیشب وقتی به پیام گفتم جاسم میگه عکسی که من در صفحه اصلی زدم دیدنش چشم بصیرت می خواد کلی خندید. حتی راننده آژانس هم که نمی دونست قضیه چیه، ولی اون هم می خندید.
حاجی ما که چشم بصیرت نداریم. حداقل واسمون تعریف کن ببینیم این عکسه قضیه اش چیه؟

نویسنده: دیوانه
شنبه 5 اسفند1385 ساعت: 16:38
نقش کردم عشق من حسین

نویسنده: جاسم
یکشنبه 6 اسفند1385 ساعت: 17:19
سلام به تمامی حجاج عزیز

حاج علی خسته نباشی--------------------می گم عکسه حالا روئیت شد؟؟؟؟؟؟؟


وعد دیدار ما زیر گنبد آقا ابو فاضل العباس (سلام الله علیه)


علی علی

نویسنده: جاسم
جمعه 11 اسفند1385 ساعت: 22:35
همین حالا رسیدم خونه وتا رسیدم اومدم وصل شدم

دکتر جان: امشب خیلی به ما حال دادین انشا الله ......راستی التماس دعا از شما داریم

حاج علی عزیز: خدا خیرت بده خیلی حال دادی انشا الله 1000سال عمر با عزت بکنی.وانشا الله به آرزوت برسی

حاج پیام:از دیدن شما هم خیلی خوشحال شدم شما هم انشا الله موفق باشید.

حاج هادی :شما هم انشا الله غم آخرت باشه برادر آخه چیزی که فراونه....


حاج کمیل:براد شما هم موفق باشی تا رسیدم خونه بدبدو رفتم..........

حاج رضی-سعدونی-شالباف-احد-کیوان -مالک-حمزه-مالک فهد -خان بابا-سید حسین و...جای شماهاهم سبزسبز بود

از همه التماس دعا داریم

نویسنده: جاسم
جمعه 11 اسفند1385 ساعت: 22:42
دلم هوات رو کرده حسین منو ببر به کربلات حسین

نویسنده: جاسم
یکشنبه 13 اسفند1385 ساعت: 9:9
اللهم صلی علی محمد واله محمد
سلام:

بچه ها برام دعا کنید فردا مسابقه نهج البلاغه دارم که اگه توی اون قبول بشم جایزش عمره است

از همه شما التماس دعا دارم


علی علی مدد

نویسنده: جاسم
یکشنبه 13 اسفند1385 ساعت: 9:17
بچه ها انشا الله که دیگه این عکس قابل روئیت باشد.


اگه قابل روئیت نبود اطلاع بدید


ملتمس دعای خیر شما مومنین هستم

نویسنده: علی حیاتی
یکشنبه 13 اسفند1385 ساعت: 19:54
سلام بابت 7 روز غیبتم عذر می خوام.
کمیل جان انشاالله در اولین فرصت عکسها رو در وب ارایه می کنیم.
یا علی

نویسنده: جاسم
دوشنبه 14 اسفند1385 ساعت: 15:21
سلام:

امروز اسامی اونایی که تو قرعه کشی عمره در اومدن رو خوندم.......خوشبحالشون

یادش بخیر پارسال اسمم تو ذخیرها بود ذخیره دوم بودم از دانشکدمون یه نفر می خواستن من هم که هیچ اومیدی نداشتم متوسل شدم به مادر پهلو شکسته

ای خداااااااااااااااا

می شه من یه بار دیگه گنبد سبز پیامبرت رو بینمم می شه یه بار دیگه تو بقیع گریه کنم می شه یه بار دیگه روی کوه صفا منتظر آقام بشم ؟؟؟...........

می شه تو روضه نماز حاجت بخونم


می شه؟؟؟؟.......

نویسنده: جا مانده کاروان عشق
سه شنبه 15 اسفند1385 ساعت: 2:52
همه رفتند و ما ماندیم

نویسنده: علی حیاتی
سه شنبه 15 اسفند1385 ساعت: 10:33
سلام.
قبلا" گفته بودم: این مشرف شدن به مرقد امام رضا بین بچه های کاروان انگاری نوبتی شده.
اول سید حسین، بعد رضی اله و حالا هم هادی اسدی که به امید خدا فردا به اتفاق بچه های دانشگاه آزاد ماهشهر راهی مشهد میشه.
راستش رو بگید نفر بعدی کیه؟

نویسنده: بردبار
پنجشنبه 17 اسفند1385 ساعت: 0:43
شلام
پیام جان تو که جا مانده کاروان عشق نبودی

این به اون در

نویسنده: جاسم
پنجشنبه 17 اسفند1385 ساعت: 21:13
چراغ سينه ها پس کی می آيی؟ * * * * گلِ آدينه ها پس کی می آيی؟

نویسنده: جا مانده کاروان عشق
یکشنبه 20 اسفند1385 ساعت: 3:56
سلام به همگی
امروز متوجه شدم که بعضی از بچه های کاروان روز 8 فروردین 1386 عازم کربلا هستند خیلی خوشحال شدم چون اینها همون های هستند که در بقیع از ام البنین خالصانه کربلا خواستند خوشا به حالشان و التماس دعا

نویسنده: جاسم
یکشنبه 20 اسفند1385 ساعت: 10:11
در زيارت اربعين پيرامون فلسفه آن آمده است: و بذل مهجته فيک ليستنقذ عبادک عن الجهاله و حيره الظلاله: حسين عليه السلام خون قلبش را به آستان الهي هديه داد تا بندگان را از ظلمت جهل و ناداني و حيرت گمراهي رهايي بخشد.


به امید آن روز

علی علی

نویسنده: رضی اله شکراللهی
دوشنبه 21 اسفند1385 ساعت: 1:27
سلام به همگی
جا شما خالی روز جمعه با سید حسین رفیم ماهشهر پیش حاج علی و حاج پیام و شاید همون جا مانده کاروان عشق خیلی خوش گذشت علی کریمی و اسماعیل ابراهیمی را هم دیدم

نویسنده: جا مانده کاروان عشق
سه شنبه 22 اسفند1385 ساعت: 13:21
یعنی میشه خدا من هم یه روز زیر گنبد اقام حسین بشینم...به امید اون روز

نویسنده: کجایند مردان خدایی بلا جویان دشت کربلایی
چهارشنبه 23 اسفند1385 ساعت: 9:10
حاج علی پیشاپیش از طرف خودت بابت غیبت 7 روزه یا 10 روزه ات عذر خواهی می کنم.

اینو نوشتم که دیگه خودت نخوای بنویسی

یا حق

نویسنده: جا مانده کاروان عشق
پنجشنبه 24 اسفند1385 ساعت: 3:31
به امید حق

نویسنده: جا مانده کاروان عشق
پنجشنبه 24 اسفند1385 ساعت: 3:34
اونی که خودت را جای من جا زدی و نوشتی (یعنی میشه خدا من هم یه روز زیر گنبد اقام حسین بشینم...به امید اون روز) از اسم دیگران استفاده نکن آقای..............

نویسنده: اصلی ترین جا مانده کاروان عشق
پنجشنبه 24 اسفند1385 ساعت: 14:44
آقایونیکه خودتون را جای من جا زدی و نوشتی (یعنی میشه خدا من هم یه روز زیر گنبد اقام حسین بشینم...به امید اون روز) از اسم دیگران استفاده نکن آقایون..............

نویسنده: اصلی ترین جا مانده کاروان عشق
پنجشنبه 24 اسفند1385 ساعت: 14:56
مولاجان
دلم برای آمدنت تنگ گشته است... .همین ...

نویسنده: جاسم
پنجشنبه 24 اسفند1385 ساعت: 23:32
یک روز بر صفحه تقویم می نویسن تعطیلروز ظهور آقا امام زمان



یا علی

نویسنده: جاسم
پنجشنبه 24 اسفند1385 ساعت: 23:43
نقل می‌شود که حضرت آدم ع وقتی به زمین هبوط نمود حوا را ندید و در روی زمین به دنبال او می‌گشت تا اینکه به سرزمین کربلا رسید. به او احساس غم شدید و تنگی سینه بدون هیچ دلیلی دست داد و در قتلگاه سیدالشهداء ع زمین خورد و پایش زخمی گشت و خود جاری شد. سر به آسمان بلند کرد و عرضه داشت: خدایا! خطای دیگری از من سرزده است که اینگونه تنبیهم کردی؟ من تمام زمین را گشتم اینگونه غم زده و دلتنگ نشدم. خطاب رسید: ای آدم! خطایی از تو سرنزده. در این سرزمین فرزند تو حسین را مظلومانه می‌کشند، خون تو موافق خون او جاری گشت. آدم سؤال کرد: ای خدا آیا حسین پیامبر است؟ خطاب آمد: نه، ولی فرزند محمد ص پیامبر است. پرسید: قاتل او کیست؟ خطاب آمد: لعنت شده اهل آسمان‌ها و زمین. آدم پرسید: حالا من باید چه انجام دهم؟ خطاب رسید: لعنت بفرست. چهار بار آدم ع بر قاتلان سیدالشهداء لعنت فرستاد و به راه افتاد تا به کوه عرفات رسید و حوا را در آنجا یافت.

بحارالانوار
عوالم بحرانی

نویسنده: جاسم
یکشنبه 27 اسفند1385 ساعت: 9:18
آخر یه روز شیعه برات حرم می سازه حرم برای تو شاه کرم می سازه

آخر برات یه گنبد طلا می سازیم شبیه گنبد امام رضا می سازیم

سر مزارت ضریح طلا می سازیم مثل ضریح شش گوشه بهش می نازیم

سقا خونه بنا کنیم با شور واحساس سر قبر ام البنین بیاد عباس


دخیل می بندیم و می گیم بر تو اسیریم حسن حسن می گیم واز عشقت می میریم

به کوری عایشه و دشمن حیدر بقیع تو آباد می شه گل پیمبر

آقا می یات و می گیره طقاس زهرا بقیع تو آباد می شه به جان مولا


نظر شما
نام شما:
پست الکترونيک:
وب سايت:
  
       [حذف مشخصات]